قهرمان ميرزا عين السلطنه

3672

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

افراسياب خان از رودبار خير اللّه بيك كه امسال منافع زيادى از مستأجرى اربابها برده مكتوبى به من نوشته بود كه افراسياب خان آمد و رفت قزوين در خيال نيابت رودبار است . براى الموت هم بىفكر نيست . چون با من عداوت كلى پيدا كرده و براى الموت هم نيابت او مضر است لازم گرديد مراتب به شما عريضه كنم كه فورا جلوگيرى كنيد . من محض احتياط و براى اين‌كه مبادا نايب رودبار شود فورا قاصدى شهر فرستادم و به هركس مىدانستم لازم است سفارش كردم مبادا بگذارند ارباب بهمن نيابت به او بدهد كه اين پدرسوخته بد جانورى است . حالا هم عداوت و دشمنى او با من واضح و آشكار است . اگر سابقا در پرده بود و تقيه مىكرد حالا علنى ضديت مىكند و باعث دردسر كلى مىشود . گردو و برنج چهارشنبه 21 ربيع الثانى - 21 درجه حمل . ديروز هواى خوبى بود و ما مشغول تخم‌كارى باغچهء « پتاجرى » « 1 » خودمان بوديم كه مثل حكايات اسكندرنامه باد سردى برخاست و كم‌كم شروع به آمدن برف نمود . از يك ساعت به غروب مانده تا دو ساعت از شب رفته برف و باد آمد كه تمام درختهاى برگ‌دار را نزديك بود بشكند و تا امروز چهار ساعت به غروب مانده برف روى درختها بود و آب نشده بود به كلى تمام سردرختى را زد . در حقيقت بلاى عظيمى بود . محصول عمدهء الموت گردوست و به كلى فاسد شده . از همه بدتر تمام الموتى گردوى خود را سلف داده و برنج براى خوراك خود گرفته فرداست تنكابونيها يا گردو مىخواهند يا يك من هشت قران قيمت برنج : من از غصه نصف بيشتر امروز را زير كرسى دراز كشيده بيرون نيامدم . بيچاره رعيت ، فلك‌زده رعيت . خداوند نمىدانم براى اين بيچاره‌ها چه مقدر كرده است . هوا باز ابر است و به شدت سرد . سال گذشته در چهارم ثور برف آمد سرد شد . اما هيچ درختها باز نشده بود . امسال به واسطهء خوشى هوا باز است . در اين برف و سرما و يخ همه را فاسد كرد مگر آنجاها كه باز نشده و آنها كه بعد باز خواهد شد مثل سنجد يا انگور . از فردا آدم من هرجا به سراغ پول برود گريهء « اقوز » ( گردو ) را بايد بشنود .

--> ( 1 ) . Potagerie - بزهكارى